صفحات: 1 ... 7 8 9 ...10 ... 12 ...14 ...15 16 17 ... 152

  سه شنبه 17 بهمن 1396 20:32, توسط دارالإرشاد   , 421 کلمات  
موضوعات: اجتماعی, خاطره, خانواده و سبک زندگی اسلامی, خاطرات واقعی

 5 دقیقه مانده به ساعت 4 در میدان عالی قاپو هستیم. از محمد خداحافظی می کنم و به طرف محوطه شیخ صفی الدین اردبیلی حرکت می کنم.

سوز سیبری وار روزهای اول بهمن ماه  اردبیل ،  مجبورم می کند  دستکش هایم را سفت تر کنم و شال را تا زیر مژه هایم بالا بکشم… توی دلم می گویم: ” حالا مونا با این ریخت و قیافه چطوری منو می شناسه ؟!” و بعد مثل دیوانه ها زیر شال می خندم!

چراغ های رنگارنگ  محوطه­ ی برفی شیخ صفی الدین اردبیلی به زیبایی مروارید های لباس عروسی می ماند که  در سفیدی آن چشمک می زنند و دلبری می کنند…  هوا سرد است اما از رونق بازدید کنندگان کم نشده است.

ادامه »

  دوشنبه 16 بهمن 1396 15:28, توسط دارالإرشاد   , 133 کلمات  
موضوعات: عفاف و حجاب, خانواده, خاطره, خانواده و سبک زندگی اسلامی, خاطرات واقعی

صدای زنگِ در، نوید بخش آمدن ِمحمد است… سریع در را باز می کنم و پشت بوفه خودم را به استتار می زنم!!! 

عکس العملش دیدنی است! البته نه از استتار من! از شنیدن بوی غذای محبوبش! قورمه سبزی تنها غذایی که بدون تعارف رژیم را کنار می گذارد و دومین پرس غذایش را با عبارت “مسئولیت شرعی اش با شماست”  می¬کشد! 

شرمنده عواطف خوش خوراکی اش می شوم و  همان دم نسخه ی ایاب_ ذهاب قرار را میپیچم به طعم قورمه سبزی!!!!

ادامه »

  دوشنبه 16 بهمن 1396 15:21, توسط دارالإرشاد   , 250 کلمات  
موضوعات: اجتماعی, خانواده, خاطره, خانواده و سبک زندگی اسلامی, خاطرات واقعی

گلدانهایمان را آب می¬دهم… امروز چه روز قشنگی است… کالانکوایی که دوسال است گل نداده، امروز غنچه زده است… برگ زرد گلها را می چینم. هنوز به مونا فکر می¬کنم. به شیخ صفی. به ساعت 4 بعدازظهر!  

صدای دلنشین اذان از مسجد امام علی (علیه السلام)  پروازم می دهد به اوج عاشقانه ها…  باد صبا هم همراهی  می¬کند و رحمتی مضاعف می¬دهد با اذان رحیم! نمازم را می¬خوانم … با چاشنی صلوات و تسبیحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها). 

صدای بلند ِ راه رفتن همسایه بالایی که از پله ها سه تا سه تا (!) پایین می¬رود، با سرفه های تصنعی اش  می¬آید.

ادامه »

  دوشنبه 16 بهمن 1396 15:13, توسط دارالإرشاد   , 236 کلمات  
موضوعات: اجتماعی, عفاف و حجاب, خانواده, خاطره, خانواده و سبک زندگی اسلامی, خاطرات واقعی

جواب می دهم. صدایی آشنا اما دور… احوالپرسی می¬کند. خاطرات  دوران دبیرستان برایم زنده می¬شوند… مونا احمدی… رفیق  شفیق اول دبیرستان. باورم نمی¬شود… انقدر با هیجان و خوشحالی حرف می¬زنم که شگفتی را در برگ¬های شمعدانی پشت پنجره  می¬توانم ببینم! 

مونا دختری خوش حرف وخوش خنده. عینک به چشم و کمی تپل .  سال اول دبیرستان ، در ردیف اول کنار هم می¬نشستیم. سال دوم اما از هم جدا شدیم. من ریاضی انتخاب کردم و مونا تجربی. زنگ های تفریح باهم بودیم. یکی از دست¬هایش همیشه مشت می¬شد جلوی دهانش و تند تند حرف می¬زد. آخر جمله¬های شیرینش از ته دل می خندید و ابروهایش مثل علامت تعجب  بالا می¬رفتند … با دست دیگر عینکش را که از روی بینی¬اش سـُـر خورده بود پایین، بالا می¬کشید و دوباره حرف می¬زد و می¬خندید… آخ که چقدر دلم می¬خواهد او را ببینم و محکم بغلش کنم…  

ادامه »

  دوشنبه 16 بهمن 1396 15:07, توسط دارالإرشاد   , 117 کلمات  
موضوعات: اجتماعی, خانواده, خاطره, خانواده و سبک زندگی اسلامی, خاطرات واقعی

سری به آشپزخانه می¬زنم؛ عطر دل انگیز قورمه سبزی داد می¬زند در اوج ِ جا فتادن و خوشمزه شدن است. زیرش را کم ِ کم می¬کنم. کتاب به¬دست به سمت بالکن می¬روم و برای گلدان ها بلند بلند می¬خوانم:  

باهربهانه و هوسی عاشقت شده است… 

 فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است 

ای سیب ِ سرخِ غلت زنان در مسیر رود 

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است ….

 

ادامه »

  دوشنبه 16 بهمن 1396 14:42, توسط دارالإرشاد   , 210 کلمات  
موضوعات: اجتماعی, خانواده و سبک زندگی اسلامی, خاطرات واقعی

ساعت نزدیک 10 صبح است. تقریبا همه کارهایم را تمام کرده¬ام. دستکش ها یم را در می¬آورم . خیسی شان را می¬تکانم و از ‏بالای محفظه ظرفشویی آویزانشان می¬کنم تا خشک شوند. بوی شوینده شیمیایی گلویم را می¬سوزاند… کمی آب می-خورم . دست ‏هایم را بو می¬کنم خوشحالم بوی وایتکس نمی¬دهند!!!

ادامه »

  پنجشنبه 28 دی 1396 12:33, توسط دارالإرشاد   , 69 کلمات  
موضوعات: آسمانی

زنها وقتی احساسی درونشان فوران کند
باید حرف بزنند
حالا فرقی ندارد فوران غم باشد یا شادی…
خوشی یا ناخوشی…

آنها باید آنقدر از تمام جزییات ریز تا کلیات را بگویند تا حس کنند آرام گرفته اند!
مردها اما…
چه در اوج شادی باشند چه اوج غم ترجیحشان این است که در گوشه ای خلوت به اتفاقاتی که افتاد فکر کنند ونهایتا لبخندی بزنند
لبخندی گاه تلخ گاه شیرین…


1 ... 7 8 9 ...10 ... 12 ...14 ...15 16 17 ... 152

جستجو

تصاویر تصادفی

فرهنگ بی فرهنگی (عکس ها سخن می گویند!)

ذکر ایام هفته

ذکر روزهای هفته

تدبر در قرآن

آیه قرآن

آمار

  • امروز: 52
  • دیروز: 130
  • 7 روز قبل: 256
  • 1 ماه قبل: 382
  • کل بازدیدها: 89979
آبان 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    

موقعیت افراد